تبليغاتX
. . .PHOBIA IS
و انگاه كه عشق فروخته شد ، ايزد بر افروخته شد
یک:دیگر نگران نباش تو در زندگی ضربه ای خورده ای و تنها کاری که انجام میدهی آن است که تنها به آن می اندیشی و نگران هستی.آیا فراموش کرده ای که مناینجا هستم تا تمام بارهای تو را به دوش خود بکشم.یا از اینکه در برابر مشکلات کوچکی که در برابرت قرار میگیرندخود را ببازی و نگران باشی لذت میبری.

دو: آن را در لیست قرار بده. کاری باید انجام شده یا به آن رسیدگی شود . آن را در لیست قرار بده نه نه در لیست خودت آن را در لیست کار های من قرار بده بگذار من آن گسی باشد ه به این ار رسیدگی میکند. و مشکلت را حل کنم. تا زمانی ه آن را کامل به من محول نکنی نمی توانم کمکی به تو بکنم. هرچند لیست کار های من بسیار طولانیست اما آخر من خدا هستم من قادرم هرکاری را که به من واگذار میکنی را انجام دهم. در واقع اگر حقیقت را بخواهی من پیش از این هم بسیاری از کارهای تو را انجام داده ام بدون اینکه خودت هرگز از آن خبر داشته باشتی.

سه:به من اعتماد کن . به محض اینکه بارهایت را به من سپردی دیگر هیچ وقت آنهارا پس نگیر.به من اعتماد کن. ایمان داشته باش که من به تمام نیاز ها و مشکلات تو رسیدگی میکنم. آیا با فرزندت مشکل داری ؟ آن را به من بسپار.آیا مشکل مالی داری؟ آن را به من بسپار. آیا از فراز و نشیب های احساسی خود در رنج هستی؟ به خاطر من آن را در لیست من قرار بده. من میخواهم به تو کمک کنم تنها چیزی که تو باید انجام دهی درخواست کردن است.

چهار: آن را رها کن. صبح که از خواب بیدار میشوی با خودت نگو که من امروز احساس میکنم قوی تر هستم. فکر میکنم میتوانم این کار را از اکنون به دست گیرم. چرا احساس میکنی که اکنون قوی تر هستی؟ ساده است چون تو بارهایت را به من سپرده ای و من مسئولیت آنها را به عهده گرفته ام من همچنین قوا و قوت تو را نیز تجدید کرده ام و تو را در صلح و آرامش خودم فرا میگیرم. هیچ میدانی اگر این مشکلات را به تو باز گردانم به عقب و درست به همان جایی که شروع کردی باز خواهی گشت. آنها را به من بسپار و فراموششان  کن فقط بگذار من کار خودم را بکنم.

پنج: با من حرف بزن. من از تو میخواهم که بسیاری از چیز هارو به دست فراموشی بسپاری فراموش آن چیزهایی که تو را ناراحت میکرد نگرانی ها  دلخوی ها را فراموش کن زیرا اکنون تو میدانی که همه چیز تحت کنترل من است اما یک چیز هست که میخواهم هرگز فراموش نکنی. میخواهم صحبت کردن با من را هرگز فراموش نکنی با من صحبت کن من عاشق تو هستم و میخواهم صدایت به کرات شنیده شود. میخواهم به من از دوستان خانواده ات بگویی در حقیقت دعا گفتگوی تو با من است. میخواهم عزیزترین دوست تو باشم.

شش: ایمان داشته باش. من بسیاری از چیز هارا از این بالا میبینم که تو از آنجا که هستی قادر به دیدن آنها نیستی. ایمان داشته باش که من به آنچه که انجام میدهم واقف هستم. به من اعتماد کن نیازی نیست آنچه را که من میبینم تو نیز ببینی. من همواره از تو مراقبت میکنم و نیازهایت را برآورده خواهم کرد. فقط باید به من اعتماد کنی که کارهای من بسیار مشکل تر و بزرگتر از توست. به نظر میرسد که تو در انجام همین کار ساده هم مشکل داری. اعتماد کردن چقدر مشکل است؟

هفت: با دیگران مشارکت داشته باش. زمانی که تنها دو سال داشتی به تو یاد دادند آنچه را که داری با دیگران تقسیم کنی. این کار را از چه زمانی فراموش کردی؟ آن قانون همچنان به قوت خود باقیست. آنچه را که داری را با آنان که کمتر از تو خوشبخت هستند سهیم شو. شادی هایت را با آنان که بیشتر از تو به دلگرمی نیاز دارند تقسیم کن. خنده هایت را با آنان که مدت هاست صدای خنده ای نشنیده اند تقسیم کن. اشک هایت را با آنان که گریستن را فراموش کرده اند تقسیم کن. ایمانت را با آنان که ایمان ندارند سهیم شو.

هشت: صبور باش. چنان برنامه ریزی کرده ام که تنها در طول یک دوره ی زندگیت تجربه های گوناگون بسیاری داشته باشی. از کودکی رشد کردی و جوان شدی. صاحب فرزند شدی. بارها شغل خود را عوض کردی. حرفه های زیادی یاد گرفتی. به جاهای زیادی سفر کردی. با هزاران نفر ملاقات کردی. تجربه های بسیاری اندوختی. حال چطور وقتی کاری که من باید انجام دهم کمی بیش از انتظار تو وقت میبرد اینگونه بیتابی میکنی؟ به زمان بندی من ایمان داشته باش. چرا که زمان بندی من بی عیب و نقص است. و فقط بخاطر اینکه کل جهان را در شش روز آفریدم همه فکر میکنند من همیشه باید عجله کنم.

نه: مهربان باش. با دیگران مهربان باش زیرا من آنها را نیز به اندازه ی تو دوست دارم. ممکن است آنها مانند تو لباس نپوشند یا مانند تو صحبت نکنند یا به شیوه ی تو زندگی نکنند اما با این حال من عاشق همه ی شما هستم. لطف کن تا سعی کنی به خاطر من ا آنها مدارا و سازش کنی. من هر کدام از شما را به گونه ای متفاوت آفریدم. اگر همه ی شما مثل هم بودید بسیار خسته کننده می شد. بدانید من هر کدام از تفاوت هایتان را دوست دارم.

ده: عاشق خودتان باشید. اینقدر ه من عاشق شما هستم چطور می توانید خودتان را دوست نداشته باشید؟ تنها به یک دلیل شما را خلق کردم که به شما عشق بورزم. و شما به من عشق بورزید. من خدای عشق هستم مرا دوست داشته باشید. همسایه هایتان را دوست داشته باشید. اما خودتان را نیز دوست بدارید. زمانی که می بینم از دست خودتان عصبانی و خشمگین هستیدو اور خوب پیش نمیروند قلبم به درد می آید. شما برای من خیلی گران بها و ارزشمند هستید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 مرداد1390ساعت   توسط ODIOUS |